حس تو
توانایی نداره حس تو / از یاد این خونه بره دردی که با عشق اومده / با مرگ میتونه بره دنیامو دادم دست تو / از هر طرف بن بست شه جداً کجا دیدی کسی / با قاتلش همدست شه تب میکنم از فکر تو / تا با خودم همدرد شم صدتا زمستونم بیاد / قابلیت نداره سرد شم شاید تمام عمرمو / درگیر ویرونی کنی اما بدون با عشق من / ک...
بازم فصل سرما و بازم نبودن سنگین تو
بازم فصل سرما و بازم نبودن سنگین تو... سلام منصوره جان سلام نفس لحظه های غمگنانه ی من ...سلام به تو که اسمت که میاد به قول روزبه بمانی حالم بد میشه ...اصلا توی لعنتی برابری با بعضی ۱۰ ساله ...۱۰ سال شد منصوره ...۱۰ سال یه عمره بخدااااا...من مردم تو لحظه های بی تو بودن و تو نبودی ...من سوختم و تو نبو...
تو نیستی و درد میکشن لحظه هام
بعضی وقتا مث الان دیگه تنم دستام اصلا روحم نمی‌کشه که از تو بخوام بنویسم ...!!!نه که نتونمااااا میتونم ...ولی حجم دردی که تک تک سلولهای وجودم از نبودنت میکشن کار و برام سخت می‌کنه ... چشمام دیگه کلهم تار میبینه از شدت بغضی که شکسته شده ... و اینها دست من نیست ...اینها دست من نیست ... دوست داشتنت دست...
هنوزم تو شبهات
هنوزم تو شبهاتاگه ماه و داریمن اون ماه و دادمبه تو یادگاری ...یه عذر خواهی به تمام مخاطبان این وبلاگ به شدت بدهکارم ...امیدوارم که حال دلتون همیشه خوب باشه و برسید به خواسته های به حق و دلی که دارین ...الان تو اینستا به منصوره تبریک گفتم / سعی کردم همیشه اولین نفر باشم / نمی‌دونم چقدر موفق بودم !!!!...
تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم
سلامتولدت مبارک منصوره...تقریبا ۱۵ سال هم گذشت از تولد این وبلاگ !!!!!یا من عجیب غریبم یا این احساس یا ...۴ اردیبهشت برای من هیچ وقت و هیچ زمان تا حتی لحظه ی مرگم فراموشم نمیشه / شاید این کمترین خاصیت از عشق باشه / عشقی که ذره ذره تو وجودم رخنه کرده و با هیچ اتفاقی نه کمرنگ میشه و نه پاک میشه / هزار...
تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم ...
سلامتولدت مبارک منصوره...تقریبا ۱۵ سال هم گذشت از تولد این وبلاگ !!!!!یا من عجیب غریبم یا این احساس یا ...۴ اردیبهشت برای من هیچ وقت و هیچ زمان تا حتی لحظه ی مرگم فراموشم نمیشه / شاید این کمترین خاصیت از عشق باشه / عشقی که ذره ذره تو وجودم رخنه کرده و با هیچ اتفاقی نه کمرنگ میشه و نه پاک میشه / هزار...
بازم فصل سرما و بازم نبودن سنگین تو...
سلام منصوره جان سلام نفس لحظه های غمگنانه ی من ...سلام به تو که اسمت که میاد به قول روزبه بمانی حالم بد میشه ...اصلا توی لعنتی برابری با بعضی ۱۰ ساله ...۱۰ سال شد منصوره ...۱۰ سال یه عمره بخدااااا...من مردم تو لحظه های بی تو بودن و تو نبودی ...من سوختم و تو نبودی منصوره ...تویی که همیشه دلتنگت بودم ...
تو نیستی و درد میکشن لحظه هام...
بعضی وقتا مث الان دیگه تنم دستام اصلا روحم نمیکشه که از تو بخوام بنویسم ...!!!نه که نتونمااااا میتونم ...ولی حجم دردی که تک تک سلولهای وجودم از نبودنت میکشن کار و برام سخت میکنه ... چشمام دیگه کلهم تار میبینه از شدت بغضی که شکسته شده ... و اینها دست من نیست ...اینها دست من نیست ... دوست داشتنت دست م...
هنوزم تو شبهات ...
هنوزم تو شبهاتاگه ماه و داریمن اون ماه و دادمبه تو یادگاری ...یه عذر خواهی به تمام مخاطبان این وبلاگ به شدت بدهکارم ...امیدوارم که حال دلتون همیشه خوب باشه و برسید به خواسته های به حق و دلی که دارین ...الان تو اینستا به منصوره تبریک گفتم / سعی کردم همیشه اولین نفر باشم / نمیدونم چقدر موفق بودم !!!!؟...
دلم برات تنگ شده...
دلم برات تنگ شده...! بیشتر از اونی که بتونی توی آون مغز فندقیت اندازه ش تصور کنی و درک کنی / دلم برات تنگ شده منصوره / دلم تنگ شده / میفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا میتونی درک کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کاش میتونستی / و ک
دلم برایت تنگ شده است...!
دلم برایت تنگ شده است...! تنگ که میگویم نه مثل تنگی ِ پیرآهن دلتنگی ِ من... شبیه حال نهنگی است که به جای اقیانوس او را در تنگ ماهی انداخته اند...! دلم برایت تنگ شده است، و این یعنی ریه های من دم و بازدم نفس های تورا کم آورده اند...!
شاید برای آخرین بار...
سلام / واقعا نمیدونم چجوری شروع کنم / من اینجا نمیام حرف بزنم که تو رو جوگیر کنم که زنگ بزنی یا جوابمو بدی / نه بخدااا اینجوری نیست / میام اینجا از احساسم بگم / بی توقع از خوندن تو / کف دست بو نکردم که بعد از 4 سال هنوز میای اینجا / مگه م
از هنوز تا همیشه دوستت دارم...
سلام منصوره ی من... سلام ناز من... سلام نفس من... سلام بیمعرفت من... اول از خوشحالیام بگم آخر سر از دلخوریام...! فقط و فقط خود خدا میدونه چه لحظه هایی بود آون روز، بعد 4 سال و خورده ای، کنار تو، لمس تو، بوییدن تو، بوسیدن تو، آخ که چه لحظه هایی
فریاد کشیدم تو کجایی....؟
سلام منصوره سلام منصوره ی من سلام عشق هنوز تا همیشه ی من سلام نمیدونم چرا به فصل سرما که میرسم دیگه طاقتم طاق میشه / بغضم میشکنه / تحملم تموم میشه / دست خودم نیست که نیام اینجا / که باهات حرف نزنم / که بغلت نکنم / که نبوسمت / که عطر تن ت
دلم برات تنگ شده...
دلم برات تنگ شده...! بیشتر از اونی که بتونی توی آون مغز فندقیت اندازه ش تصور کنی و درک کنی /دلم برات تنگ شده منصوره / دلم تنگ شده / میفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا میتونی درک کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کاش میتونستی / و کاش میفهمیدی /
...
تولدم مبارک نمیدونم یادت نبود،یادت بود، اگه یادت بود میگفتی،اصلا یادت بود اما دوست نداشتی بگی،نمیدونم،واقعا نمیدونم منصوره اومدم اینجا که باهات حرف بزنم،اما دیدم نوشتی موبایلات خاموشه،دیگه دست و دلم نرفت سمت حرف زدن، تو تلگرام پی ام دادم اما ب
دلم برایت تنگ شده است...!
دلم برایت تنگ شده است...! تنگ که میگویم نه مثل تنگی ِ پیرآهن دلتنگی ِ من... شبیه حال نهنگی است که به جای اقیانوس او را در تنگ ماهی انداخته اند...! دلم برایت تنگ شده است، و این یعنی ریه های من دم و بازدم نفس های تورا کم آورده اند...! . . .
شاید برای آخرین بار...
سلام / واقعا نمیدونم چجوری شروع کنم / من اینجا نمیام حرف بزنم که تو رو جوگیر کنم که زنگ بزنی یا جوابمو بدی / نه بخدااا اینجوری نیست / میام اینجا از احساسم بگم / بی توقع از خوندن تو / کف دست بو نکردم که بعد از 4 سال هنوز میای اینجا / مگه من علم
ترسوووووووو
ترسوووووووویی منصوره ترسووووووووییاز خودت از من از همه چیز میترسی شهامت نداری با خودت و احساست روبرو بشی نگو داری که نداری تو اگه من و فراموش کرده بودی اینجا نیومدی اگه منو نمیخواستی زنگ نمیزدی تو از احساس خودت هم میترسی چه برسه به من در حق خودت ظلم